شرکت تعاونی فرش دستباف انعام
تولید و فروش فرش دستباف (یلمه - بختیار - فرادنبه و ... )
|
کد طرح |
نام طرح |
قیمت(تومان) | |
|
1 |
38 |
175000 | |
|
2 |
۸۱ |
330000 | |
|
3 |
۱۰۸ |
310000 | |
|
4 |
۵۹ |
200000 | |
|
5 |
222 |
175000 | |
|
6 |
302 |
اوایل بهار |
2۵0000 |
|
7 |
۱۰۵ |
175000 | |
|
8 |
۲۶۶ |
175000 | |
|
9 |
295 |
باغ ارم |
210000 |
|
10 |
214 |
گل ریخته قرمز |
195000 |
|
11 |
215 |
گل ریخته سفید |
195000 |
|
12 |
۱۰۰ |
تندیس ساعت |
1۸۵000 |
|
13 |
۱۷۴ |
3۷5000 | |
|
14 |
۱۱۴ |
قایق عشق |
3۱۰000 |
|
15 |
۱۱۳ |
بوسه عشق |
28۰000 |
|
16 |
۲۴۸ |
۲۹۵۰۰۰ | |
|
17 |
۱۹۱ |
18۰000 | |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برچسبها: تابلو فرش, مواد اولیه تابلوفرش, نخ و پشم تابلو فرش, طرح های تابلو فرش, نقسه تابلو فرش, خامه های تابلو فرش
Hello
Carpet Cooperative tips Borujen the various producers Carpet Ylmh - Bakhtiar - Fradnbh (fimbria - Blanket Flower)- rugs and etc are you ready to accept orders
Carpet production order or purchase phone contact:
0098382-4223742
Or to the address see:
Chahar Mahal and Bakhtiari province - city Borujen - East Street office - opposite the company Rahyan pilgrimage shrine.
Thanks!
Manager Blog
|
گبه، نوعي فرش از جنس قالي است كه معمولا در قطع قاليچه توسط عشاير و ايلات لر و قشقايي بافته مي شود و داراي پرزهاي (1) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بيشتري استفاده مي شود كه اين كار در نرمي گبه تاثير فراوان دارد . تعداد پود برخي از گبه ها گاهي از سه تا هشت پود در هر رج و بلندي پرزها گاهي تا يك سانتي متر هم مي رسد.
گبه در اندازه هاي مختلفي بافته مي شود كه عبارتند از: 1_ گبه در اندازه قاليچه 2_ گبه در اندازه قالي 3_ گبه پتويي 1_ گبه در اندازه قاليچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم مي رسد. 2_ گبه در اندازه قالي: هر گاه شمار رشته هاي پود در هر رج از سه تجاوز نكند اين دستباف را قالي گبه گويند. 3_ گبه پتويي: اين نوع گبه به دليل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهاي اضافه از ظرفيت بيشتري برخوردار است. وسايل و ابزار مورد نياز گبه عبارت است از: مهم ترين و اصلي ترين وسيله كه دار مي باشد. دار گبه در اندازه هاي مختلف كه به صورت افقي و در سطح زمين قرار مي گيرد. اغلب از جنس چوب يا فلز مي باشد و شامل شانه، چاقو و قيچي مي باشد. بيشتر بافندگان عشايري بر روي زمين و بر روي دارهاي افقي عمل بافتن را بدون نقشه انجام مي دهند و براي شروع كار معمولا قاليچه ديگري را كه به آن (دستور) مي گويند به كار مي برند و در حين بافت انتخاب رنگ ها و تركيب بندي رنگ ها را انجام مي دهند و همين امر سبب مي شود گبه اي متفاوت با نمونه قبلي به وجود آيد. براي تار گبه از نخ پنبه اي يا نخ پنبه اي مخلوط با موي بز استفاده مي شود و براي پود آن از پشم گوسفند استفاده مي شود مرغوب ترين پشم جهت بافت انواع قالي و گبه، پشم فارس مي باشد. تعداد نخ هاي پود به كار رفته در هر رج از گبه كه داراي ساختاري درشت است از سه تا هشت و در انواع ريزتر آن تا چهارده پود در تغيير است. گبه در اندازه هاي مختلف بافته مي شود معمولا در اندازه هاي 120 تا 100 عرض و طول 250 تا 200 سانتي متر بافته مي شود براي بافت يك گبه در اندازه 20/2×5/1 حدود هشت كيلوگرم پشم و تقريبا سه كيلوگرم موي بز استفاده مي شود گبه معمولا درشت بافت است و بلندي پود گبه دست كم يك سانتي متر مي باشد. البته در انواع سفارشي ممكن است اين اندازه تغيير كند. هنرمند خالق گبه با صورت هايي برخاسته از روايت و داستان و مضامين طبيعي و بيان حالات روحي در واقع دنيا را از دريچه ديد خود در نقش گبه به عرصه ظهور مي رساند. طرح ها و نقوش گبه از افكار ساده و روان منشا مي گيرد و نقوش خودجوشي با سادگي و بياني زلال و شفاف بر عرصه بافت شكل مي گيرند بافنده با خط تصوير، طبيعت، عشق و شيدايي، آزادگي و آزاد زيستن را نقش مي كند. نقش گبه حكايت حال بافنده است، قصه رمه و شبان است و برف و بوران و آتش و آب و آفتاب و كوچ، عشق و دلدادگي و اسبي كه به سياه چادر عشق مي رود. چهره گبه نامنظم است و نشان از اوج و حضيض حالات روحي بافنده دارد. نقش گبه گريز از تكرار است و بديع و بر خلاف نقوش طراحان شهري كه پر تكلف و محافظه كارانه است مستقيما از طبيعت الهام مي گيرد. نقش گبه و خصوصيات آن را فقط و فقط زندگي ايلياتي و عشايري تعيين كرده است و مي كند و اين همان اصالت گبه است. طراحي و نقش پردازي و حتي رنگ آميزي گبه از قالي و قاليچه جداست و تابع قواعد و سنت هاي خاصي است. بافندگان گبه به سبب آزادي از قيد و بند در نقش پردازي حتي از بافندگان قالي هم دستشان بازتر است. طرح ها و نقش هاي گبه تماما ذهني بوده و بيشتر طرح هاي هندسي را در بر مي گيرد. در يك يا دو حاشيه اين قاليچه ها يك شكل ساده و هندسي به صورت مجرد تكرار مي شود. ساده كردن خطوط و شكل هندسي دادن به خطوط از جمله خصوصيات مهم گبه بافي در ايران است كه با گذشت زمان در شكل تازه اي انجام مي گيرد. در زمينه ساده آن يك ترنج بزرگ يا چند لوزي كوچك در روي امتدادهاي طولي ديده مي شود و گاه در متن خالي وسط گبه، نقش درخت يا نقش چهار فصل يا نقش شير بافته مي شود. اين نقش ها و صورت ها با رنگ هاي متفاوت بر گبه هاي عشايري جلوه خاصي به گبه مي دهد. بافندگان گبه در اين نقش ها احساسات و تخيلات خود را آزادانه بيان مي كنند. توجه به نقش شير در گبه هاي شيري: به نظر مي رسد توجه به نقش شير بيشتر از آن جهت بوده است كه يكي از صفات حضرت علي(ع) (شير خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شير مثال زده اند. همچنين اين حيوان پر قدرت و شجاع از ديرباز هماورد شاهان بوده و همچنين وجود نقش شير در بناها و ظروف و منسوجات كه از جمله نمونه هاي بارز آن را مي توان در نقوش تخت جمشيد و ظروف ساساني و در قالي هاي شكارگاه، همه جا شير را در جدال با دلاوران مي بينيم. در فرهنگ ايرانيان شير سمبل شوكت و جلال و قدرت و عظمت بوده است. نقش شير در نزد لرها و تركان قشقايي متداول بوده است. بافندگان عشاير هر يك به طور نامكرر به اين مظهر صولت و شجاعت پرداختند. (البته نقش شير با فراواني اين حيوان در منطقه كامفيروز و دشت ارژن فارس كه تا اوايل قرن گذشته نسل آن باقي بود هم بي ارتباط نيست.) (2) به طور كلي مي توان گفت كه شير از زمان هاي قديم مورد علاقه ايرانيان به خصوص مردم فارس بوده است و از طريق سكه ها، مهرها، شير سنگي و ساير نقوش بستگي خود را به گذشته حفظ مي كردند. اين بستگي با گبه هاي شيري به داخل چادر و زندگي عشايري راه يافته است. همين مسايل سبب شده است كه زنان قاليباف عشاير آن را سمبل مناسبي براي زينت بخشيدن به گبه هاي خود كنند. رنگ آميزي گبه ها زيبا و بي نظير است. رنگ آميزي اكثر آنها به استثناي معدودي از آنها تماما طبيعي و گياهي است. رنگرزي سنتي و بهره گيري از رنگ هاي گياهي اعتبار ويژه اي به صنايع دستي عشاير مي بخشد همچنين نوعي گبه بافته مي شود كه خودرنگ مي باشد يعني بر روي مواد اوليه اي كه در توليد اين محصول استفاده مي شود هيچ نوع عمل رنگرزي انجام نمي شود. پشم آن اصطلاحا خودرنگ است يعني مستقيما از دام چيده شده و به عبارت ديگر دستچين است. اين نوع گبه در رنگ هاي طبيعي پشم گوسفند (سفيد، سياه، خاكستري و بژ) بافته مي شود. به همين سبب در برابر شستشو و نور آفتاب مقاومت بيشتري دارد حتي مي توان گفت مقاومت رنگ آن از قالي هم بيشتر است زيرا مواد تشكيل دهنده رنگ ها كاملا طبيعي است. مراكز بافت گبه: گبه بافي در اكثر مناطق روستايي و عشايري مرسوم بوده و مركز اصلي بافت آن در مركز كشور و جنوب مي باشد. از جمله مراكز مهم بافت گبه مي توان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقيس، ده شيخ و چرام در شهرستان كهكيلويه از سراب تا ده عليا و ده سفلي و موردراز عليا و سفلي در شهرستان بوير احمد، برازجان و حوزه هاي روستايي شول و ده كهنه از استان بوشهر نام برد. استان فارس از گذشته بسيار دور يكي از مهم ترين و بزرگ ترين مراكز ايل نشيني به شمار مي رفت. ايلات قشقايي، خمسه، ممسني و بختياري به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترين گبه ها كار تركان قشقايي فارس مي باشد كه در خارج از كشور از اعتبار خاصي برخوردار است. سرزمين فارس و ايل قشقايي: سرزمين فارس يكي از بخش هايي است كه محل زندگي عشاير مي باشد و بيش از دو سوم از سرزمين فارس محل زندگي عشاير و ايلات مختلفي است كه در طول ساليان دراز در اين منطقه گرد هم جمع شده اند. از ايلات مهم مسكون در فارس: ايلات قشقايي، خمسه، ممسني و بختياري مي باشند كه در نقاط كوهستاني پراكنده شده اند. ايل قشقايي از دست بافته هاي بسيار مشهوري برخوردار مي باشد كه مورد تحسين جهاني واقع شده است، قاليچه هاي ايل قشقايي تركي بافت مي باشند، نقش آنها تكرار اشكال شكسته و ساده هندسي مي باشد. اكثر قاليچه هاي ايلات فارس از شفافيت رنگي خاصي برخوردار است، تار و پودهاي (3) گبه هاي قشقايي تماما از پشم مي باشد و پشم هاي (4) مورد استفاده گبه ها در فارس تهيه مي شوند. پشم فارس يكي از مرغوب ترين پشم ها جهت بافت قالي و گبه مي باشد. لطفا مطلب را کامل بخوانید . روی ادامه مطلب کلید کنید. | |
ادامه مطلب
براي خريد فرش به اندازههاي آن نيز بايد توجه كرد. از چند سانتيمتر اختلاف در ابعاد فرش در قسمتهاي بالا و پايين كه اصولاً از مشخصات فرش دستباف ميباشد ميتوان چشمپوشي كرد ولي بيشتر از اين حدود بالاخص در قاليچههاي كوچك عيب فرش به شمار ميرود. با تا كردن فرش از قسمت ميان و روي هم قرار دادن اين دو قسمت ميتوان تقارن طرح را نسبت به محورهايي كه از مركز فرش ميگذرند تشخيص داد. اين عمل را ميتوان به وسيله متر و يا خط كش مدرج نيز انجام داد و فاصله نقاط مختلف فرش را نسبت به يكديگر سنجيد. تقارن رنگ نيز در اشكال بافته شده در فرش را مورد توجه قرار دهيد و همچنين دقت كنيد كه موتيفها و اشكال طرح در متن فرش ناتمام گذارده نشده باشد و هر خط و شاخهاي شكل و امتداد طبيعي خود را داشته باشد و ناگهان در ميان طرح قطع و ناپديد نشده باشد.
منبع : نصيري، محمدجواد، سيري در هنر قالي بافي ايران، انتشارات مولف، تهران، 1375
انسان بر اثر نیاز از دیرباز در اندیشه آن بود که زیراندازی مناسب و پوششی درخور برای خود آماده سازد که هم او را از گزند باد و باران مصون دارد و هم بستری نرم برایش فراهم آورد و عایقی در برابر گرما و سرما باشد. آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد. انسان نخستین در طي قرنها به روش درهم تنيدن الياف گياهي و پوست درختان، به صنايعي نظير سبد بافي آشنا شده بود، و اكنون با بهرهگيري از پشم حيواناتي كه قابليت زيست در جوامع اوليه را داشتند، ميتوانست زير اندازهايي نه چندان نرم ارايه دهد.
زنان از جمله كساني بودند كه از آغاز در اين فن کوشش بسیار داشتند و به بافت دست بافتهاي پوششی و زیراندازی و روپوش حيوانات و كيسه حمل مواد دست می یازیدند.
زيراندازهاي نخستین متشكل از پوست نرم حيوانات و الياف نرم گياهي و بوريا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعي و کاهش شكار، نياز به توليد بيشتر زيراندازهاي دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت اين گونه زيراندازها تكامل يافت.
کاوشهای باستانشناسي نشان ميدهد استفاده از بورياهاي بافته شده از نيهاي منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گليم تا سده پانزده قبل از ميلاد، به مرحله بالايي از تكامل رسيده است.
کهنترين دستبافته ای كه باستانشناسان به آن دست يافتهاند، قاليچهاي است كه به علت دستيابي به آن در گور يخ زده يكي از فرمانروايان سكايي در دره پازيريك در سیبری، به نام قاليچه پازيريك ناميده شده است. اين فرش كه به عنوان پوشش اسب به كار ميرفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهاي روي اين قالي كه شبيه نقوش اصيل هخامنشي است آن را ايراني ميدانند و بر این باورند كه فرش پازیریک از دست بافتهاي مادها و پارتها (خراسان بزرگ قديم) است.
رنگهاي مورد استفاده در اين قالي قرمزاخرايي، زرد، سبز كمرنگ و نارنجي است. تشابه نقوش سواران و مردان پياده كه در كنار اسبان خود راه ميپيمايند، و جانواران بالدار در اين قالي با نقوش تخت جمشيد، درستی نظر اين پژوهشگران را قويتر ميسازد. صاحبنظران همچنين معتقدند بافت قاليچهاي با چنين ويژگيها، مستلزم دارا بودن پشتوانهاي فرهنگي و هنري در ارتباط با بافت فرش، کمینه براي چندين قرن خواهد بود و مبين اين نكته است كه در سده های متمادي، پیش از بافت فرش معروف پازيريك، اين حرفه در فلات ايران رواج داشته و ايرانيان به رمز آن پيبرده بودند.
گفتار مورخان نيز، حاكي از تاييد همين نكته است. به طوري كه گزنفون مورخ يوناني در كتاب خود موسوم به «سيرت كوروش» ميگويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، قاليچه زير بستر خود ميگستردند».
اين عبارت نشان دهنده آن است كه قاليبافي در اين زمان عموميت داشته و در زندگي روزمره جايگاه خود را يافته و از ملزومات زندگي به شمار ميآمده است.
گرچه از دوران ساسانيان نمونه مشخصي موجود نيست، اما آن چنان كه از قراین پيدا است، فرش ايران در دوران ساساني، از شهرت و اعتبار جهاني برخوردار بوده است. چنان كه سالنامه چيني «سوئي سو» (sui-su) در اين دوران از فرش پشمي ايران به عنوان كالاي وارداتي به چين نام ميبرد. در ادبيات فارسي نيز، بارها فرش معروف "بهارستان" متعلق به خسروپرويز پادشاه ساساني ياد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانههايي از توان و برتري هنرمندان ايراني و پيشتازي آنان در هنر فرش بافي است.
با ظهور دين اسلام و فروپاشي نظام پرشكوه ساسانيان، هنر فرشبافي كه پيشتر توسط اشراف حمايت ميشد دچار ركود شد و در پی آن ظهور سلسلههاي مختلف و عدم ثبات سياسي در قلمرو پهناور ايران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن كه اعراب به تجملات زندگي توجهي نداشتند، و كاخهاي رفيع براي در ميان گرفتن آنان كه به زندگي در صحرا و بيابان و آسمان پرستاره و چادرهاي حصيري خو گرفته بودند، توان فرسا مينمود، و به منظور مبارزه با شرك و بتپرستي نقش پردازي از انسان و حيوان را مكروه ميدانست.
با پراكنده شدن هنرمندان در شهرهاي دور و نزديك، هنر فرشبافي بينمودي آشكار، به بقاي خود ادامه داد، اما اين روند ديري نپاييد و خلفاي بيناميه و بنيعباس برخلاف خلفاي گذشته، در تقليد از شاهان گذشته، به اين هنر توجه كردند و موجبات شكوفايي اين هنر را پديد آوردند. ذكر دويست خانه قالي در تاريخ بيهقي متعلق به نيمه اول قرن پنجم هجري در شرح هداياي ارسالي از خراسان توسط عليبن عيسي براي هارون الرشيد، خود گواهي براين نكته است و اخبار و شواهدي كه مورخان و جغرافي نگاران اسلامي از اين و آن در كتب خود درج كردهاند، خود دليل غير قابل انكاري از وجود فرهنگ پيشرفته قاليبافي ايران است.
مولف «حدودالعالم» كه در تاريخ 812 م آن را به رشته تحرير درآورده به قاليبافي فارس اشارت دارد، و يك قرن بعد مقدسي به وجود قاليهاي سجادهاي در اراضي مرتفع قائنات، اعتراف ميكند.
ياقوت حموي (1179 ميلادي، قرن ششم هجري) از وجود قاليبافي آذربايجان خبر ميدهد، و ابنبطوطه جهانگرد عرب (1304 ـ 1378ميلادي) در راه خود از خورموسي در خليج فارس به اصفهان، هنگام بازديد از ايذه در منطقه بختياري از فرش سبز رنگي از در جلو وي گسترانيدند ياد ميكند.
ادبيات فارسي نيز از اين نشانهها خالي نيست. خاقاني شرواني شهرت قاليهاي مرندي را در قرن ششم چنين بازگو ميكند:
چون مرا سندس است و استبرق
شايد ارقالي مرندي نيست
یورش قوم مغول آنچه را كه دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مرداني جنگجو بودند كه دنيا را برپشت اسبانشان فتح كرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نميبردند، و قالي كه زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ايران راه پيدا نكرد، بلكه باعث شد تا كارگاههاي كوچك بافت قالي نيز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهاي دور افتاده بگريزند.
مغولها گرچه سرزمين ايران را فتح كردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غني ايرانيان شده و به آن تن دادند. جانشينان مغولان با برخورداري از اين فرهنگ، رفتهرفته به ترميم خرابيها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اكرام كردند و موجبات پيشرفته زمينههاي هنري را فراهم آوردند. در اخبار آمده است كه غازان خان اولين ايلخاني بود كه به دين اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وي براي تزيين صحن کاخهای خود نيز قاليهايي از خطه فارس را فراهم آورد.
جانشينان تيموريان برخلاف اعقابشان افرادي هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضيشان در برخي از رشتههاي هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمنداني چون بهزاد هراتي و ايجاد كانونهاي هنري در اعتلاي اين هنر گامهاي موثري برداشتند. نقاشيهايي كه از دوره تيموري باقي مانده نشان دهنده علاقه شاهان تيموري به هنر فرشبافي است.
دوران صفوي عصر درخشان و پرشکوه احياي هنر در تمام زمينههاست. نمونههاي ارزنده موجود در موزههاي مشهور جهان همچون قالي مشهور اردبيل كه جهت مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي جد بزرگ صفويان بافته شده و اكنون در موزه ويكتوريا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل كارگاههاي قاليبافي شاهي در اين دوران بوده اند. حمايت شاهان صفوي و ابراز علاقه آنان به اين حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه يك پيشه و حرفه روستايي تا مقام يكي از هنرهاي زيبا ارتقا يابد. شاه عباس در اين مهم سهم به سزايی داشت، زيرا وي با تاسيس كارگاه قاليبافي در جوار کاخهای سلطنتي خود بين چهل ستون تا ميدان شاه، بافندگان را مستقيماً زير نظر داشت تا از كيفيت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. يادداشتهاي گردشگرانی چون تاورنيه، شاردن و رابرت شرلي تاييدي براين گفتار است.
ايجاد روابط تجاري با كشورهاي اروپايي و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ايران، زمينه گسترش روابط فرهنگي، تجاري را با ديگر كشورها فراهم ساخت و استقبال از قاليهاي نفيس ايراني در اروپا براهميت دستبافته ها و رونق سفارشها افزود.
از اين زمان كاشان به واسطه مرغوبيت و ظرافت قاليهاي توليدي خود پذيراي سفارشات بسيار شد و توليد فرشهاي زربفت كه حاصل بافت با نخهاي طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. اين فرشها كه بعدها به فرشهاي لهستاني يا پولونزی Polonaisa معروف شدند، يادگارهاي اين دورانند و اكنون مايه فخر و مباهات موزههاي مالك آنند.
شاه عباس با گردآوردن بهترين نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر كشور و تجمع آنها در كارگاههاي سلطنتي، شاهكارهاي بيمانندی را در هنر فرشبافي سبب شد و نقشهاي قالي با الهام از نقوش نگارگری و تذهيب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفويان افول هنر فرشبافي نيز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چيز را به ناگهان از بين برد و خاطره دردناك حمله مغولان را در اذهان همگان زنده كرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و يك پارچگي كشور فرصت آن را نيافت تا به مسایل هنري بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنيت و آرامش ايجاد شده در سايه شجاعت و دلاوري ايرانيان، هنري كه در خفا به حياتش ادامه ميداد در دوره زنديه اعتبار بيشتري يافت و مورد توجه فرمانروايان قرار گرفت.
در دوره قاجاريه نیز با رونق بازارهاي اروپا كه از دوره صفويه آغاز شده بود و در طي قرون متمادي افت و خیز فراواني را پشت سر نهاده بود، سير عادی خود را در پيش گرفت. بازرگانان تبريزي به تاسيس كارگاههاي فراوان قاليبافي نه تنها در تبريز بلكه در كرمان، مشهد، كاشان و ساير شهرهاي ايران همت گماشته و قاليهاي بافته شده از طريق استانبول به اروپا راه مييافتند.
با رونق روزافزون بازار فرش ايران بازرگانان خارجي خود به فكر سرمايه گذاري در ايران افتادند و با ايجاد كارگاههاي بافت قالي در شهرهايي مانند كاشان، اراك و كرمان، هدايت اين هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سالها و قرنها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاک شهرتی بی مانند دارد.
منبع : پورتال مرکز ملی فرش ایران
شرکت تعاونی فرش دستباف انعام بروجن تولید کننده ی انواع فرش دستباف " یلمه - بختیار - فرادنبه (شرابه - گل پتو) - گلیم و ... آماده پذیرش سفارشات شما می باشد .
جهت سفارش تولید فرش دستباف و یا خرید با شماره تلفن زیر تماس بگیرید:
۰۰۹۸۳۸۲-۴۲۲۳۷۴۲
یا به آدرس زیر مراجعه فرمائید:
استان چهارمحال و بختیاری - شهرستان بروجن - خیابان دفتری شرقی - روبروی شرکت زیارتی راهیان حرم
با تشکر
مدیر وبلاگ
قاليبافی:
فرش بختياری با نقش کاملا ويژه و متفاوت خود در ميان فرشهای ايرانی مشخص است.
قاليهای بختياری به طور عمده دارای گره ترکی و معمولاً دو پوده است. در اين نوع بافت، نخ خامه از روی دو تار مجاور به عقب رفته و بعد از دور زدن تارها از زير قسمت کمانی روی تارها بيرون آمده به سمت بالا کشيده می شود و سر آن را قيچی می کنند و بعدازهر رديف بافت، دو پود روی قسمتهای بافته شده قرار می دهند و با کلکيت (دفتين) آن را می کوبند.
معروفترين نوع قاليهای بختياری، قاليهايی موسوم به "بی بی بف" است. که هم از نظر ابعاد و هم از نظر نقش و مواد اوليه مصرفی با ساير فرشهای ايرانی تفاوت کلی دارد اين قاليها را منحصرا بی بی ها که از امکانات مادی بالايی برخوردار بودند می بافتند. در حال حاضر بافتنی بی بی بفها در چالشتر در منطقه شهر کرد پيگيری می شود. اما توسط اجتماعات روستايی و آن هم در چهار چوب صنايع دستی و به نام قالی خشتی.
نقش های مورد استفاده در قالی بی بی بف که به خشتی نيز معروف هستند، نقش های گياهی و شکارگاهی می باشند که به آن جانوری نيز می گويند. در طرح خشتی از انواع پرنده، سرو کاج و حيوانات و گياهان استفاده می شود.
از مناطق مهم بافت قالی درمنطقه بختياری می توان از شهرکرد، چالشتر، بخش شوراب و روستاهای فارسان، باباحيدر و چلگرد و اردل نام برد. اکثر قاليهايی که به نام قالی بختياری شهرت دارد، در منطقه چهارمحال بافته مي شود.
قاليهاي چالشتر از معروفيت جهانی برخوردار است و اصالت نقشه و ثبات رنگ و دقت در بافت از مشخصات آن است.
قالی يلمه: اين قاليها توسط عشاير يلمه بافته می شود دارای رنگ ثابتی است و معمولاً از نه رنگ در بافت آنها استفاده می شود که عبارت است از: آبی، لاکی، سبز، سرمه ای، سفيد، بنفش و سياه. و دارای تار و پود پشم هستند.
گل پتو: اين فرش که با استفاده از گلهای پهن بافته می شود به گل فرنگی هم معروف است. در فرادنبه از بخش های شهرستان بروجن بافت اين فرش توسط زنان انجام می شود و نقشه آن معمولا ذهنی است.
کف ساده: فرشی است بدون نقش و با زمينه سفيد که بيشتر در چالشتر بافته می شود.
گل مينا: نقشه اين فرش توسط شخصی به همين نام که اهل تبريز بوده است طراحی شده است. بافنده در انتخاب رنگ آن آزاد است و معمولا از رنگهای گياهی و با پود پشم هم بافته می شود. و در متن فرش رنگ مينايی و گلهای ريز به کار می رود. نقشه گل مينا، لچک ترنج و هندسی است که گاهی به شکل گرد يا بيضی هم بافته می شود و در فرش رنگ مينائی و گلهای ريز به کارمی رود. از مشخصه های طرح اين فرش اين است که يک قسم از آن در کليه نقشه تکرار می شود.
چهار رنگ: اين فرش حدود 50 سال پيش در روستای دستنا توسط يحيی خان بختياری طراحی شده است و در بافت آن فقط چهاررنگ به کار می رود.
گبه: نوعی قالی گره دار با پرز بسيار بلند به بلندی دست کم يک سانتيمتر و پود فراوان از سه تا هشت پود در هر رج معمولا درشت بافت. هر گاه شمار رشته های پود در هر رج از سه تجاوز نکند و پرزهم کوتاهتر باشد دستباف را قالی گبه می خوانند.
خرسک: قاليچه هايی با پرز بلند و درشت بافت که مرغوبيت چندانی ندارد و خود مصرفی است.دارای نقشه های ساده مرکب از مثلث و لوزی است و بيشتر در ايل بافته می شود.
گليم و لی :
گليم های عشايری که اصطلاحا به آنها "لی يا سرانداز" گفته می شود، برای پوشاندن رختخواب و وسايل داخل چادر که روی چل قرار می گيرند به کار می رود. و دارای بافت "رندی" است که بافتی بسيار مشکل و وقت گير است.
هورژين:
خورجين يا به گويش بختياری "هورژين" از صنايع دستی مهم عشاير بختياری است که به دست زنان ايلياتی روی دارهای افقی بافته می شود. خورجين پوششی تزيينی است که وسايل زندگی عشاير در آن قرار می گيرد و چون در هنگام کوچ و در زمان زندگی در سياه چادر در معرض ديد قرار دارد جنبه زيبا شناختی و تزيينی و اعتقادی قوم بختياری در نقوش و بافت آن تجلی می يابد. خورجين حکم صندوقچه ای را دارد که با اتصال بندينک های آن به يکديگر و زدن قفل به آخرين بندينک در آن کاملا بسته شده و قابل حمل روی چاپار می شود. (هنگام کوچ) يا در گوشه ای از چادر(به هنگام اطراق) قرار می گيرد. معمولا از نقوش هندسی برای تزيين خورجين استفاده می شود. لبه های طرفين کيسه ها ی خورجين پس از دوخت با موی بز شيرازه دوزی می شود.
"چرک" يا تار خورجين از نخ پنبه و پود آن در قسمتهای مختلف تماماً از پشم است.
طرح کلی آن که چند نوع تکنيک بافت در آن به کار می رود شبيه به قطعه کف پوشی است که يک قسمت آن (روی هر طرف) دارای بافت رندی "رندی بافت" و قسمت ديگر (پشت هرطرف) دارای بافت ساده و قسمتی ديگر با تکنيک "گندی بافت" مانند قالی بافته می شود و اين قسمت قالی باف در پايين و گوشه های خورجين قرار می گيرد تا به هنگام کوچ در ايل راهها و در برخورد با سنگهای کوهستان مقاومت بيشتری داشته باشد.
قطع خورجين پس از دوخت در حدود يک متر در 70سانتيمتر می شود.
رنگرزی مواد اولیه فرش با گیاهان
قالی ایران محصولی است تهیه شده از پشم، پنبه و ابریشم که توسط دست بافته میشود. ماده اولیه فرش پشم است. در بسیاری از روستاها برای تار و پود و گره از پشم استفاده میکنند؛ بنابراین در بعضی از فرشها پشم و رنگ، تنها دو ماده اولیه محسوب میشوند. مرغوبیت فرش بسته به ظرافت الیاف و نازکی قطر آن، طول تارهای پشم، استحکام، عدم تجعد، رنگ طبیعی، قابلیت رنگپذیری و قابلیت کشش است. پشم بهطور طبیعی به رنگهای مختلف سفید، سفید تیره، زرد رنگ، خاکستری تیره، قهوهای و سیاه دیده میشود. پشم سفید بهترین و گرانبهاترین نوع پشم است؛ زیرا به سهولت میتوان آن را به هر رنگی درآورد. رنگهای مخصوص پشم و پارچه را در ایران از برگ و ریشه گیاهان مختلف تهیه میکردند. امروزه تهیه این رنگها با همان اسلوب قدیمی در پارهای از نقاط کشورمان مرسوم است اما به دلایل خاص از جمله اینکه تهیه رنگهای گیاهی وقتگیر است و تهیه آن مشکل و بازده آن کم است، رنگهای شیمیایی ساخته شده خارجی نیز مصرف روزافزونی یافته است. گیاهانی که رنگهای ثابت از آنها بهدست میآوریم عبارتند از:
-
روناس: گیاهی است خودرو. ماده رنگی از ریشه آن بهدست میآید. ممکن است رنگ را از گیاه یکساله تا نه ساله بهدست اورند. از ریشه گیاه در نتیجه جذب اکسیژن بنا به عمر گیاه رنگ قرمز آجری تا قرمز تیره بهدست میآید.
-
اسپرک: در خراسان کشت میشود ماده رنگی از ساقه و برگ و گل آن بهدست میآید و رنگ آن زرد میباشد.
-
گندل: علفی است که در مناطق مرکزی کشور به خصوص در ناحیه بختیاری میروید و از آن، رنگ زرد بهدست میآید.
-
جفت: ماده جفت پوست درخت بلوط لرستان است. از آن رنگ شتری بهدست میآورند. چنانچه با پوست انار مخلوط شود قهوهای سیر بهدست میآید.
-
مازو: از خانواده بلوط است با زاج سیاه مخلوط میشود و رنگ موشی یا فیلی میدهد.
-
سماق: با سولفات آهن آنرا مخلوط میکنند تا رنگ بنفش تیره مایل به قهوهای بهدست آورند.
-
بقم: تراشه نوعی چوب است که از آن رنگ بنفش و سرخ بهدست میآید.
-
بزغنج: پوست پسته گیاهی است که چون تانن دارد برای ثابت کردن رنگ قرمزدانه بهکار میرود.
-
قرمزدانه: [گیاه نیست] این ماده در گذشته بهنام لاک در ایران مصرف میشد. قرمزدانه لاشه حشرهایست که در روی شاخه درختان خانواده انجیر زندگی میکند. شیره گیاه را میمکد و از خود صمغی ترشح میکند که خود در آن صمغ از بین میرود. پس از صاف کردن صمغ قرمز دانه تجاری بهدست میآید.
بهطوری که ملاحظه میشود همه رنگهای گیاهی قابل کشت و زرع است و در ایران اکثر آنها بهطور وفور وجود دارد.

| Design By : Mihantheme |

